مستندسازی و گزارش نویسی در مددکاری اجتماعی به معنای ثبت گزارشها و وقایع به طور دقیق به منظور استفاده در کمک به مددجو و قابل درک بودن آن برای دیگران می باشد.
گزارش نویسی می تواند هدف های مختلفی داشته باشد: به منظور انتقال شرح به دیگران و سایر افراد حرفه ای و یادگیری مددکار اجتماعی و نظم دادن به خدمات مددکاری اجتماعی.
گزارش نویسی در مددکاری اجتماعی از جایگاه ویژه ای برخوردار می باشد و وسیله ای است برای انتقال گزارشها از یک مددکار اجتماعی یا موسسه خدمات اجتماعی به مددکار اجتماعی یا موسسه خدمات اجتماعی دیگری که مددجو جهت پیگیری امور به آنجا ارجاع داده می شود.
گزارش مددکار اجتماعی حاوی دادههای است که مددجو را معرفی می کند و قابل استفاده برای سایر افراد حرفه ای همچون روانشناس، روان پزشک جهت مشاوره و دیگر مددکاران اجتماعی میباشد می توان حاصل گرفت که یک فرد حرفه ای با خواندن گزارش مددکار اجتماعی می تواند طرحی برای حل مشکل مددجو پیدا کند.
نحوه گزارش نویسی در مددکاری اجتماعی
یکی از عمده مباحثی که در مددکاری اجتماعی مطرح است چگونگی و نحوه گزارش نویسی در این حوزه است. گزارش نویسی در مددکاری دارای مراحلی می باشد که دقیقاً باید رعایت گردد و اگر مددکار اجتماعی این مراحل را رعایت نکند گزارش مددکار اجتماعی غیر قابل بهره برداری و خستهکننده می شود.
این مراحل عبارتند از:
۱- شناسایی مددجو
۲- مسائل و مشکلات مددجو
۳- تاریخچه مشکل
۴- تشخیص مشکل از نظر مددکار اجتماعی ( طرح و نقشه کمکی)
۵- سرویس های تشخیص ویژه
۶- گزارش ادامه فعالیت های مددکار اجتماعی
۷- پیگیری
۱- شناخت و شناسایی مددجو:
در گزارش نویسی قبل از هر چیزی شناسایی مددجو از مهمترین قسمت ها است. هر موسسه فرم های خاصی در اختیار مددجویان قرار می دهد و این فرم ها با توجه به خدمات موسسه می تواند سوالات مختلفی داشته باشد ولی در ابتدا موارد ذیل مورد سوال قرار می گیرد:
نام: نامخانوادگی: وضعیت شغل: وضعیت درآمد: سن مددجو: نام پدر: میزان تحصیلات: وضعیت تاهل: آدرس مددجو و تلفن: دلیل ارجاع: تاریخ ارجاع: ارجاع دهنده: آدرس معرف:
در این قسمت علاوه بر دریافت گزارشها شخصی شناسنامه ای و فردی، شرح مفصل بستگان نیز ذکر می گردد و شماره تلفن جهت تماس با خانواده مددجو لازم است. این اطلاعاتی که تا اینجا ذکر میگردد کمک میکند تا مددکاران اجتماعی و سایر افراد حرفه ای دیگر وضعیت مددجو را به اختصار درک کنند.
۲- مسائل و مشکلات مددجو:
در این بخش گزارشهای که مددکار اجتماعی در مصاحبه با مددجو و اعضای خانواده او و به طور کلی افراد نزدیک به مددجو بیان می شود را یادداشت می کند. مددکار اجتماعی در این قسمت سعی می کند تا مشکل و نگرانی مددجویان را آنطور که خود آنها و خانواده هایشان احساس و بیان می کنند، گزارش نماید.
ارجاع مددجو به مددکار علت های مختلف دارد. گاه علت، مشکل یا نگرانی خاصی است، گاه علاقه به اجرای برنامه ای برای بهبود زندگی خویشتن است و گاهی هم دگرگونیها مثبت شرایط کاری است که در این بخش کلیه گزارشها خام حاصل ارجاع مددجو را شامل می شود.
در مواقعی که مددجو شخصاً قادر نیست دادهها لازم را در اختیار مددکار قرار دهد، بایستی گزارشها مورد نیاز را از خانواده مددجو دریافت کرد.
مددکار نباید انتظار داشته باشد که همۀ دادهها مورد نیاز در همان ابتدای کار دریافت شود. بلکه طبق وجود شرایط مختلف و تبحر مددکار ممکن است در جلسات مختلف دریافت گردد. در این رابطه مددکار نباید برای دریافت دادهها مددجو اصرار کند بلکه باید با تشریح وقایع گذشته و ایجاد در رابطۀ ای حرفه ای مشکل را شناسایی نماید به نحوی که مددجو احساس امنیت و راحتی داشته باشد تا به بیان مشکل بپردازد.
۳- تاریخچه مشکل :
هر مشکل قبل از پیدایش دارای سوابق و نشانه هایی است که بر اثر گذشت زمان به شکل گیری مشکل می انجامد و لذا هیچ مشکلی فاقد تاریخچه نمی باشد. مطالعه گذشته مشکل ، به مددکار کمک می کند تا عمق مشکل را به خوبی شناسایی کرده و در ارائه مداخله درمانی دقیق تر عمل کند.
۴- تشخیص مشکل از نظر مددکار اجتماعی:
در این قسمت مددکار اجتماعی ارزیابی حرفه ای از گزارشها به دست آمده را می نویسد و به تشخیص مشکل و به مرور منابع می پردازد. در این مرحله مددکار سعی می کند مشکلات موجود را با کمک خود او دسته بندی نموده و با استفاده از دانش و مهارت خویش ، به تشخیص برسد البته ممکن است مشکل غیر از آن چیزی باشد که مددجو اظهار می کند، مددکار باید با استفاده از دانش حرفه ای خود و تجارب گذشته اش تحلیل عمیق تری در مورد مشکل به عمل آورده و علت اساسی مشکل را دریابد و به تشخیص اصلی و علت بروز مشکل بپردازد، در اینجا گاهی قبول واقعیت برای مددجو مشکل است یعنی ممکن است مددجو تشخیص مددکار و راه حل های او را قبول نکند.
مثال: مثلاً گاهی در اختلافات خانوادگی مسائل پنهانی سبب بروز مشکلات زیادی خواهد شد که مددجویان از آن غافلند. مردی که فکر می کند دارای همسری عصبانی، پرخاشگر و کم حوصله است و همیشه دعوا راه می اندازد که طی مرور های مختلف متوجه می شود که علت اصلی عصبانیت های همسر، رفتارهای گذشته خود او بوده که نتوانسته است همسرش را از نظر روحی راضی و به درون او توجهی داشته باشد و فقط فکر می کرد که دادن پول به همسرش حلال مشکل است. عدم توجه به احساسات، عواطف و مسائل روانی او برایش اهمیتی نداشته و در حین مصاحبه ها متوجه می شود که مشکل خود او بوده و اصلاً نمی خواهد بپذیرد. در اینجا مددکار سعی می کند تشخیص خود را به شکل قابل قبول و قابل درک و فهم برای مددجو بیان کند و او را با علل بروز مشکلاتش آشنا سازد و در ادامه سعی می کند منابع موجود را به مددجو معرفی کند.
طرح کمکی یا برنامه درمانی
در این بخش مددکار اجتماعی با کمک خود مددجو و با توجه به ظرفیت ها، انگیزه ها و علاقه های او نسبت به حل مشکل و علاوه بر این فرصت ها و منابع موجود در اجتماع که در دسترس مددجو است ، برنامه ریزی ممکن و قابل اجرایی برای حل مشکل او تنظیم می کند.
در این بخش معمولاً سه نوع برنامه درج می گردد. *اول : برنامه ها فوری یا کوتاه مدت که برای جوابگویی به نیازهای حاد مددجو و خانواده او تنظیم می شود مثل جلوگیری از خودکشی ها، تأمین غذا و پوشاک و سایر نیازمندی های فوری خانواده و یا تأمین خدمات درمانی برای رفع بیماری مددجو و دیگر اعضای خانواده او. *دوم : برنامه های میان مدت که با مرور و همراهی خود مددجو انجام می شود. *سوم : برنامه های طولانی مدت که برای ادامۀ خدمات حرفه ای و مورد نیاز مددجو تنظیم می شود و معمولاً توسط خود مددجو و در مرحله ای که به استقلال نسبی رسیده است به اجرا در می آید.
۵- سرویس های تشخیص ویژه:
معمولاً برای حل مشکل گاهی نیاز به بعضی واحدهای خدماتی، درمانی، رفاهی، اجتماعی وجود دارد که با راهنمایی مددکار توسط خود مددجو و یا خانواده اش انجام پذیرد مثلاً در مرحله تشخیص یا قبل از آن ، ممکن است برخی خدمات ویژه مثل تست هوش، آزمایش خون ، رادیوگرافی و … برای مددجو انجام شده باشد و یا بشود. که باید نتایج آن با ذکر تاریخ و مشخصات نوع تست یا آزمایش در این بخش گزارش شود. معمولاً پرونده های پزشکی برگی به نام خدمات اجتماعی دارند که بهتر است به صورت فعالیت های مددکاری در پرونده ضبط گردد.
۶- گزارش ادامه فعالیت های اجرای طرح کمکی و ارزیابی :
در این بخش حاصل فعالیت ها و اقدامات درج می گردد و مددکار اجتماعی باید اقدامات صورت گرفته را ارزیابی کرده و به یک برآیند برسد که آیا اقدامات صورت گرفته موثر بوده و در حل مشکل به مددجو کمک نموده یا خیر. اجرای طرح کمکی در نهـایت منجر به استقلال مددجو می شود و برآیند این ارزیابی منتهی به این حاصل می شود که آیا مددجو به استقلال رسیده است. ممکن است طرح کمکی در یک فعالیت مددکار اجتماعی چند بار تغییر نماید.
۷- پیگیری :
کلیه اقدامات مددکاراجتماعی پس از رسیدن مددجو به استقلال را پیگیری می گویند مددکار اجتماعی پیگیریهای صورت گرفته را در گزارش خویش یادداشت می نماید. هر زمان که مددکار از طریق مصاحبه ، بازدید منزل ، بازدید محل کار یا تماس تلفنی به پیگیری مسائل مددجو می پردازد، نتایج را باید با ذکر تاریخ در این بخش درج نماید اگر پس از مدتی نیاز به پیگیری مشاهده نشود، پرونده را مختومه بیان کرده و بایگانی می کند ولی اگر مددکار در این مرحله نیز مشکلاتی در زندگی مددجو احساس کند که به خدمات سایر افراد حرفه ای نیاز داشته باشد، لازم است وی را به همراه خلاصه پرونده به موسسۀ مربوطه ارجاع دهد به همین منظور تهیه خلاصه گزارش از هر مددجو جهت استفـاده دیگر افراد حرفه ای ضروری است . ممکن است گزارش مددکاری حاوی برخی شرحات سری و محرمانه زندگی مددجو باشد لذا باید از دسترس عموم دور مانده و تنها در اختیار افراد حرفه ای مثل پزشک، روانشناس، مددکار و … قرار گیرد آن هم با رضایت مددجو و به تناسب نیاز از آگاهی دادهها محرمانه مددجو، بنابراین هر مددکار باید مکان امنی برای نگهداری گزارشات مددجویان داشته باشد تا از دسترس سایرین دور باشد.
گزارشی از پرونده یک مددجو
مشکل از دید مددجو
مددجو که خیلی چهره بچه سالی دارد در حالیکه ترسیده بود و ناخن هایش را می جوید از جواب دادن به سوال ها طفره می رفت که با اطمینان ساختن او از امنیت محیط بعد از بیست دقیقه مشکل را اینگونه عنوان کرد:
در مدرسه ما دختری به نام نیوشا بود که خیلی زیبا و خیلی هم ثروتمند بود. هر روز والدینش او را با یک ماشین به مدرسه می آوردند و خیلی از وقت ها هم خودش پشت فرمان بود و مادرش کنار او مواظب می نشست. مادر خیلی جوانی داشت.
ما خیلی وقت ها به همراه دوست پسرهامون به خونه نیوشا می رفتیم و مادرش خیلی گرم از ما پذیرایی می کرد.
مهمونی های شبانه زیادی داشتند. خیلی وقت ها به بهانه درس خواندن به خونه نیوشا می رفتیم.
توی مهمونی ها مشروب سرو می شد و برای اولین بار اون جا بود که من مشروب خوردم.
زمان شروع کار اعتیاد
یک روز به پیشنهاد مادر نیوشا از روی هوس سیگار کشیدیدم که بعدها فهمیدم سیگاری (نوعی مخدر) بوده.
چون تفریحات قدیمی داشت تکراری می شد یواش یواش این احساس رو کردم که بدنم دیگه نیاز داره و فقط واسه سرخوش شدن نمی کشیدم منو راضی نمی کرد یه چیز بهتر می خواستم.
دیگه رفتن های ما به خونه نیوشا هفته ای نبود خیلی وقت ها مجبور بودیم روزی یکبار به اون جا بریم این اواخر هروئین مصرف می کردیم.
دیگه اون سرخوشی سابق نبود یک احساس متفاوت بود خیلی قشنگ آروم توی ابرها دلم نمی خواست باور کنم که معتادم مثل یه خواب بود.
اطلاع خانواده از اعتیاد فرزند
تا اینکه یک شب توی یک مهمونی شبانه پلیس که خونه رو از قبل زیر نظر داشته بود وارد خونه شد و همه افرادی رو که توی خونه بودن رو دستگیر کرد و بعد به خانواده ها اطلاع دادن که پدرم هم منو با قید ضمانت آزاد کرد. بعد ها متوجه شدم که اون خانوم مادر نیوشا نبوده یعنی اصلا نیوشا فرزند اون ها نبوده اینها یک تیم کوچیک بودن که زیر مجموعه یه باند بزرگ هستن و هدفشون معتاد کردن بقیه است تا مجبور بشن از اونها مواد تهیه کنن.
حتی شنیده بودم چند تا از این دخترهای به اصطلاح فراری رو نگهداری می کردن و بعدها اون ها رو فروختن و یکی از جرائم اونها توزیع مواد مخدر بوده.
بعد از اون شب پدرم خیلی منو کتک زد تا این که من رعشه گرفتم و بیهوش شدم منو به بیمارستان بردن که اون جا متوجه اعتیاد من به هروئین شدن.
من معتاد نبودم اما علائم اون توی بدنم باقی مونده و الان چهار روز گذشته پدرم می ترسه من دوباره معتاد بشم.
حالا باید چکار کنم تا پدرم منو ببخشه. دوست ندارم باور کنم زندگی من تموم شده.
تاریخچه مشکل:
مددجو قریب به یک سال است که با هروئین آشنایی دارد و آغاز آشنایی او با سیگارهای بنگ و حشیش بوده است که توسط یکی از دوستان دبیرستانی خود فریب موقعیت ظاهری و اجتماعی اش را می خورد و آلوده به مواد می شود به غیر از او دوستان دیگری هم در همین شرایط قرار می گیرند خانواده مددجو از لحاظ اقتصادی مشکلی ندارند ولی از لحاظ رابطه عاطفی در حد معمول هستند مددجو به خاطر پر کردن خلاء های عاطفی به خانواده دوستش پناه می برد که در آنجا با خلاف های دیگر آشنا می شود و قبح و بزرگی آن در ذهنش می شکند و این رابطه باعث به وجود آمدن دوستی های غیر جنسی می شود که از لحاظ موقعیت و فرهنگ خانوادگی جامعا با فرهنگ او مغایرت دارد.
مشکل از دید مددکار:
مددکار مشکل را اینگونه برآورد کرده است که به دلیل کمبود رابطه عاطفی- ناآگاهی نوجوان از موقعیت های خطرناکی که روبه روی او قرار دارد – کمرنگ بودن رابطه مددجو با مادر – پناه آوردن مددجو به مردی به جز پدر به عنوان پشت و پناه – نداشتن شایدهای انگیزه دار در زندگی – همنشینی با دوستان ناباب – تحقیق نکردن خانواده و حتی مدرسه بر روی وجود این گونه روابط دوستانه.
طرح کمـکی:
مدت ۵ جلسه مشاوره به فاصله زمانی یک هفته را برای مددجو پیشنهاد کردند و از ایشان به عنوان یک فرد قوی و با اراده یاد کردند که توانسته خیلی آسان تر از آنچه در ذهن بقیه معتادین هست از اعتیاد خود فاصله بگیرد.
این چند جلسه مشاوره برای پیدا کردن نفرت دائمی و یافتن انگیزه کافی برای شروع کار یک زندگی قشنگ است و اینکه خدا این لطف را خیلی راحت در اختیار مددجو قرار داده است.
در این جلسات دعا درمانی و تقویت اعتقادات معنوی انجام می شود و مشاوره تحصیلی برای ادامه تحصیل ایشان و در نهایت ارتباط مددجو نباید از ارگان قطع شود و در خیلی مواقع تجربه های ایشان کمک بزرگی به مرکز خواهد کرد.
دکتر از مددجو خواست تا یک روز بعد از اتمام تحصیلات عالیه حتما در اینگونه مراکز فعالیت داشته باشد چون کمک بزرگی به هم نوعان خود می تواند باشد.
(کارشناس روانشناسی f. m)
جزئیات مهم و نکات قابل توجه درباره مددکار در متن مقاله بررسی شده است.
جدیدترین اطلاعات و تغییرات مربوط به مددجو در این گزارش ارائه شده است.
در این مطلب اطلاعات، جزئیات و نکات مرتبط با مستندسازی و گزارش نویسی در مددکاری اجتماعی بررسی شده است.
برچسب:
نویسنده: نوید زارعینیا